یادته؟
28 ارديبهشت 92 دخترک نازم...چند وقته خیلی علاقه داری خاطراتت رو مرور کنی!یهو وسط بازی کردنات یه چیزی یادت میاد و با یه لحن بانمک می پرسی: مامان یادته رفته بودیم تو قایق به ماهی ها نون دادیم؟؟یادته؟؟ دیدی رفتم گنجل سوار اسب شدم؟یادته؟؟ یادته با مامان ایران رفتم حیاط گلها رو آب دادم؟یادته؟ ..... امروز صبح که بیدار شدی بری مهد داشتم حرفهای پیش صبحانه ای میزدم که اماده خوردن بشی.بعد برگشتی گفتی:یادته تو پارک نی نی بود هامش بژرگ بود؟(شکمش بزرگ بود!)یادته؟؟گذاشو خوب خورده بود هامش بژرگ شده بود!الهی فدات بشم.منظورت دختری بود که اونروز تو پارک باهاش دوست شده بودی.یه دختر خانوم 4-5 ساله بود که اومد بهت گفت:با م...









