سفرنامه عمره-فروردين 92(قسمت پنجم)
يكشنبه 92/1/11-ساعت 12 ظهر ديشب بعد نماز مغرب كه از حرم برگشتيم و شام خورديم،با مامان و باباي هادي رفتيم صحن مسجدالنبي و چند تا عكس يادگاري گرفتيم.بعد من و مامان رفتيم پايين بقيع نشستيم و زيارت نامه و نماز خونديم.هادي خيلي راحت ميتونه بره روضه.يعني كلا براي مردها راحته.عكسهاي خوشگلي كنار ضريح و منبر و محراب گرفته.با فيلم هايي هم كه ميگيره من 3 ضلع ديگر ضريح كه براي خانم ها بسته است رو مي تونم ببينم.برگشتيم هتل و تا بخوابيم ساعت 12:30 بود.ساعت 4 بود كه زنگ موبايلم صداخورد براي نماز صبح.به زحمت بيدار شدم چون روز قبلش بعد از ظهر هم نخوابيده بودم و حسابي كسر خواب داشتم ولي پاشدم و وضو گرفتم و با هم رفتيم حرم.احساس ميكردم مغزم بيدار نميشه...







