سفر به الیگودرز!
به دعوت عمو حامد و زن عمو منا روز ١٢ خرداد صبح زود به سمت الیگودرز راه افتادیم .حدودا ٥/٥ ساعت راه بود و از شهرهایی مثل قم و خمین رد شدیم.توی راه خیلی دختر خوبی بودی و انگار ذوق زده بودی که مسافرت میرفتی چون همش الکی میخندیدی و جیغ میزدی قربونت برم.وقتی رسیدیم مامان بزرگ اینا هم اونجا بودن و روز قبل رسیده بودن.چند روز دور هم بودیم و هم به ما خوش گذشت هم اونا از غریبی و تنهایی نجات پیدا کردن!!زن عمو همش به تو میگفت پرنسس من!
یه روز گلپایگان و خوانسار هم رفتیم.خوانسار واقعا شهر خوشگلی بود .سر سبز و پر درخت.
به قول مامان بزرگ الیگودرز نرفته بودی که رفتی!!
روز یکشنبه ١٥ خرداد برگشتیم تهران.
(متاسفانه خاله طاووس به رحمت خدا رفت.نشد برای مراسم برم ولی انشالا چهلم حتما میرم)
مامان جون و بابا حمید این هفته عازم مکه هستن.خوش به سعادتشون.دلمون براشون خیلی تنگ میشه
به امید خدا سال دیگه همراه تو دختر نازنازی میریم مکه
مامانم الان در حال خواب قیلوله هستی!خوابهای خوب ببینی گلم




سفر به الیگودرز!
