نیم سالگرد خوشبختی هزار باره مامان و بابا مبارک
دخمل ناناز مامان و بابا شش ماهگیت مبارک .gif)
امروز صبح رفتیم واکسن شما رو زدن.الهیییییییییی قربونت برم چه مظلوم گریه میکردی.چوفتش بشه خانومه سوزن بهت زد!!تا ظهر پات درد میکرد بابایی از سر کار اومد خیلی جیغ میزدی اونم دلش سوخت عصر نرفت مطب تا اگه گریه کردی تنها نباشم ولییییییی نشون به اون نشون که نشسته کشوی مدارکشو مرتب میکنه و تو روی پای من لالا کردی!خدا رو شکر حالت بهتر شد.
دلم میخواست به مناسبت 6 ماهگیت و دندون در آوردنت برات جشن بگیرم ولی هم خونه هنوز کامل مرتب نشده هم من و بابایی خیلی خسته ایم.امشب 3 نفری جشن میگیریم عسلم.gif)
دیروز هوای دل مامانیت بارونی بود آخه این مدت خیلی به من و بابایی فشار اومد و خسته شدیم.از اینکه حتی گاهی فرصت بازی با تو رو نداشتم ناراحت بودم ولی تو دخمل ناز هوای ما رو داری انشالا جبران میکنم و از این به بعد عصرا میبرمت ددر.gif)



نیم سالگرد خوشبختی هزار باره مامان و بابا مبارک
