ناز نازی من هفت ماهه شد
دختر خوشگل مامان دیگه حسابی داری بزرگ میشیا!!خیلی بانمک و شیطون بلا شدی و دل همه رو میبری.الهی که همیشه تنت سالم و لبت خندون باشه

جای مامان ایران و بابا حمید خالیه.دلم براشون تنگ شده ولی خوش به حالشون چه جای خوبین
مامانی دلم هوای سر کار رفتن داره.فکر نمیکردم به این زودی دلم بخواد برگردم سر کار ولی از خونه موندن خسته شدم و گاهی روحیه ام کسل میشه.اگه جای خوب در حد 2-3 روز بتونم کار پیدا کنم شاید برم.
امروز رفتیم اجاق گازی که انتخاب کرده بودمو خریدیم.ایشالا سوپها و پوفی هایی که با این اجاق میپزمو بهتر و بیشتر از همیشه بخوری.ازت راضیم سوپهای مامان رو خوب میخوری مخصوصا از وقتی که آلو میریزم بیشتر دوست داری.
فردا وقت دکتر داریم .خاله مرجان از امشب میاد پیش ما بمونه.فردا با هم میبریمت دکتر ببینیم وزن و قدت چطور شده.
منم بگیرم مثل تو و بابایی بخوابم تا بیدار نشدی!دیروز روز پدر بود.بابایی نذاشت امسال براش کادو بگیرم گفت خرجای واجب داریم!!باشه طلبش سر تولدش جبران میکنیم.
اینم شیطنت خاله مرجان!



ناز نازی من هفت ماهه شد
