شیر و خرس و پلنگ!
دخمل ناس ناسی مامان! نمی دونم چه حکمتی تو کار این بچه هاست که دقیقا می زنن به هدف و روی نقطه ضعف های پدر مادر دست میذارن و به قولی روی اعصابشون پیاده روی می کنن!از وقتی خیلی کوچولو بودی همش امر و فرمایشات بابا مبنی بر اینکه به دندوناش برس به راه بود و تا یک سالگی خودم به دندونات می رسیدم.ولی بعد اون دیگه دیدم حریفت نمیشم و خیلی ادا درمیاری سپردم به بابا.یه مدت خیلی خوب پیش می رفتین و بابا با حقه های آب بازی و اینا تند تند برات مسواک می زد.خودت خیلی دوست داشتی مسواک دستت بگیری ولی وقتی دست خودت باشه نمی تونی در جهات مختلف مسواک کنی و عملا فقط ایجاد تف(ببخشید)می کنی!خلاصه یه چند وقتی بدجور بابا رو عصبانی کردی و خودم به ناچار م...
نویسنده :
مامان پریناز
23:03






