انتظار قشنگ...
دختر نانازی من راستش از پارسال خیلی دلم می خواست یه سفر بریم کیش ولی جور نمی شد تا اینکه در یک اقدام ناگهانی شنبه گذشته یه تور گرفتم برای 4 شنبه و بابایی رو در عمل انجام شده قرار دادم!!خدا رو شکر خیلی تو مسافرت بهمون خوش گذشت و همکاری شما هم خیلی خوب بود.شاید تنها مواقعی که بداخلاق می شدی وقت گرسنگی بود که من سریع السیر برات غذا جور می کردم و شکر خدا خوب غذاتو می خوردی و من تو این سفر برای غذات حرص نخوردم!این بار مثل دوران دو نفری نمیتونستیم از تفریحات آبی که دوست داشتیم زیاد اسفاده کنیم ولی همون کنار دریا بودن و سوار قایق موتوری شدن کلی روحیه مونو عوض کرد و شما حسابی بازی کردی کنار ساحل...به قول خودت خاک بازی!!خیلی دلم میخواست...
نویسنده :
مامان پریناز
10:20






